جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
reclusive
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most reclusive
شکل تفضیلی
more reclusive
درجهپذیر
مثالها
The nobleman had built his mansion in a reclusive forest valley hidden from the main roads.
نجیبزاده عمارت خود را در درهای جنگلی منزوی ساخته بود که از جادههای اصلی پنهان بود.
مثالها
After the death of his wife, John became increasingly reclusive, rarely leaving his house or interacting with others.
پس از مرگ همسرش، جان بیش از پیش منزوی شد، به ندرت از خانه خارج میشد یا با دیگران تعامل داشت.
درخت واژگانی
reclusiveness
reclusive



























