جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
awry
اطلاعات دستوری
مثالها
The party plans went awry when it started raining.
برنامههای مهمانی به هم ریخت وقتی باران شروع شد.
مثالها
The flag flew awry, tilted sideways in the strong wind.
پرچم کج پرواز میکرد، در باد شدید به یک طرف متمایل شده بود.
awry
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
awriest
شکل تفضیلی
awrier
درجهپذیر
مثالها
After the wind, the flag was awry, fluttering crookedly in the breeze.
پس از باد، پرچم کج بود، به طور نامنظم در نسیم میلرزید.



























