جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
nitwitted
مثالها
His nitwitted comments during the meeting made everyone roll their eyes.
نظرات احمقانه او در جلسه باعث شد همه چشمانشان را بچرخانند.
The nitwitted prank ended up causing more trouble than it was worth.
شوخی احمقانه در نهایت مشکلات بیشتری از ارزشش ایجاد کرد.



























