جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
nitwitted
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most nitwitted
شکل تفضیلی
more nitwitted
درجهپذیر
مثالها
The nitwitted prank ended up causing more trouble than it was worth.
شوخی احمقانه در نهایت مشکلات بیشتری از ارزشش ایجاد کرد.



























