جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
nitwitted
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most nitwitted
شکل تفضیلی
more nitwitted
درجهپذیر
مثالها
His nitwitted comments during the meeting made everyone roll their eyes.
نظرات احمقانه او در جلسه باعث شد همه چشمانشان را بچرخانند.



























