جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
neglected
01
مورد غفلت, نادیده گرفتهشده
ignored or not given enough attention or care
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most neglected
شکل تفضیلی
more neglected
درجهپذیر
مثالها
The neglected garden was overgrown with weeds.
باغ رها شده با علفهای هرز پوشیده شده بود.
02
نادیده گرفته شده, مورد بی توجهی قرار گرفته
disregarded or overlooked
مثالها
She often felt neglected by her family, who were too busy with their own lives to notice her struggles.
او اغلب احساس میکرد توسط خانوادهاش نادیده گرفته شده است، که آنقدر مشغول زندگی خود بودند که متوجه تلاشهای او نمیشدند.
درخت واژگانی
neglected
neglect



























