جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
disregarded
01
نادیده گرفته شده, مورد بی توجهی قرار گرفته
not given attention or consideration
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most disregarded
شکل تفضیلی
more disregarded
درجهپذیر
مثالها
The disregarded feedback from users resulted in a less effective software update.
بازخورد نادیده گرفته شده از کاربران منجر به یک بهروزرسانی نرمافزاری کمتر مؤثر شد.
درخت واژگانی
disregarded
disregard
regard



























