جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Midsection
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
midsections
مثالها
He was hit hard in the midsection during the football game, but he quickly recovered.
او در طول بازی فوتبال به میانه بدنش ضربه سختی وارد شد، اما به سرعت بهبود یافت.
درخت واژگانی
midsection
mid
section



























