جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
assured
01
مطمئن, خاطرجمع
displaying confidence in oneself and one's capabilities
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most assured
شکل تفضیلی
more assured
درجهپذیر
مثالها
His assured demeanor during the presentation impressed the clients, showcasing his expertise in the field.
رفتار مطمئن او در طول ارائه، مشتریان را تحت تأثیر قرار داد و تخصص او در این زمینه را نشان داد.
مثالها
The contract assured him a steady income for five years.
قرارداد به او درآمدی ثابت برای پنج سال تضمین کرد.
درخت واژگانی
assuredly
assuredness
reassured
assured
assure



























