جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
meantime
اطلاعات دستوری
مثالها
The meeting starts at 2 p.m. Meantime, let’s review the agenda.
جلسه ساعت ۲ بعدازظهر شروع میشود. در این میان، بیایید دستور کار را مرور کنیم.
02
حین, فاصله، مدت
while something else is happening
مثالها
They were discussing the proposal. Meantime, I was reviewing the budget.
آنها در حال بحث درباره پیشنهاد بودند. در همین حال، من در حال بررسی بودجه بودم.
درخت واژگانی
meantime
mean
time



























