جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
manifestly
01
آشکارا
in a clear, obvious, or unmistakable manner
اطلاعات دستوری
مثالها
Despite his attempts to conceal it, his excitement was manifestly visible in his beaming smile.
علیرغم تلاشهایش برای پنهان کردن آن، هیجان او به وضوح در لبخند درخشانش قابل مشاهده بود.
درخت واژگانی
manifestly
manifest



























