جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
lowest
01
پایین ترین, در پایین ترین موقعیت
in the lowest position; nearest the ground
اطلاعات دستوری
lowest
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
lowest
درجهپذیر
مثالها
He held the lowest position in the company, performing tasks that others avoided.
او پایینترین موقعیت را در شرکت داشت، وظایفی را انجام میداد که دیگران از آن اجتناب میکردند.
مثالها
He climbed to the lowest branches of the tree to pick some fruit.
او به شاخههای پایینترین درخت صعود کرد تا مقداری میوه بچیند.



























