جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
loudly
اطلاعات دستوری
قید حالت
مثالها
He laughed loudly at the joke.
او به شوخی بلند خندید.
02
بلند, با قدرت
in a strong or forceful manner to express opinions or feelings
مثالها
They loudly protested the new policy changes.
آنها با صدای بلند علیه تغییرات جدید سیاست اعتراض کردند.
درخت واژگانی
loudly
loud



























