جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Lassie
01
دوشیزه, دخترک
a casual and affectionate term for a girl or young woman
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
gender specific
شکل جمع
lassies
مفرد مذکر
lad
مفرد مؤنث
lassie
neutral form
child
مثالها
She's a bonnie lassie, with hair as golden as the sun.
او یک دختر دوستداشتنی است، با موهایی طلایی مانند خورشید.
LanGeek



























