جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to lambaste
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
lambaste
سومشخص مفرد
lambastes
وجه وصفی حال
lambasting
گذشته ساده
lambasted
اسم مفعول
lambasted
مثالها
She lambasted her colleague during the meeting for repeatedly missing deadlines.
او در جلسه به خاطر تکرار در از دست دادن مهلتها، همکارش را سخت مورد انتقاد قرار داد.
02
کتک زدن شدید, به شدت کتک زدن
to beat violently
مثالها
He threatened to lambaste anyone who touched his car.
او تهدید کرد که هر کسی که ماشینش را لمس کند lambaste خواهد کرد.



























