جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
knobby
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
knobbiest
شکل تفضیلی
knobbier
درجهپذیر
حوزه
texture, surfaces, nature
مثالها
The knobby roots of the tree made walking through the forest challenging.
ریشههای گرهدار درخت راه رفتن در جنگل را چالشبرانگیز میکرد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
knobby
knob



























