knobby
kno
ˈnɑ
نا
bby
bi
بی
/nˈɒbi/

تعریف و معنی "knobby"در زبان انگلیسی

knobby
01

گره دار, توده ای

uneven or lumpy in texture
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
knobbiest
شکل تفضیلی
knobbier
درجه‌پذیر
مثال‌ها
She admired the knobby surface of the handmade pottery.
او از سطح گره‌دار سفال دست‌ساز تحسین کرد.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه