جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Kale
01
کلمبرگ
a type of cabbage with green or purple curly leaves
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
مثالها
She discovered a new recipe for kale and chickpea curry, and she's excited to make it for dinner tonight.
او یک دستور العمل جدید برای کاری با کلم پیچ و نخود کشف کرد، و هیجان زده است که آن را برای شام امشب درست کند.
02
پول, مایه
an informal slang for cash, often used in casual conversation
مثالها
They needed to save more kale to afford their upcoming vacation.
آنها نیاز داشتند پول بیشتری پسانداز کنند تا بتوانند تعطیلات پیشروی خود را بپردازند.
03
کلم پیچ, کاله
coarse curly-leafed cabbage



























