جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
justly
مثالها
The judge justly awarded the contract to the most qualified candidate.
قاضی عادلانه قرارداد را به شایستهترین نامزد اعطا کرد.
02
عادلانه, منصفانه
in accordance with justice or moral rightness
اطلاعات دستوری
مثالها
The judge ruled justly, considering all evidence before making a decision.
قاضی عادلانه حکم داد و قبل از تصمیمگیری تمام شواهد را در نظر گرفت.
مثالها
He justly received recognition for his contributions.
او بهحق برای مشارکتهایش مورد تقدیر قرار گرفت.
درخت واژگانی
justly
just



























