جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
jumbo
غیررسمی
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most jumbo
شکل تفضیلی
more jumbo
درجهپذیر
حوزه
size, objects, food
مثالها
The family ordered a jumbo pizza to satisfy their hunger, featuring an oversized crust and generous toppings.
خانواده یک پیتزا غولپیکر سفارش دادند تا گرسنگی خود را برطرف کنند، با خمیری بزرگ و toppings فراوان.



























