جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
vermitteln
01
فراهم کردن, تهیه کردن
Etwas zur Verfügung stellen oder weitergeben
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
ver
فعل پایه
mitteln
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
vermittele
سومشخص مفرد
vermittelt
وجه وصفی حال
vermittelnd
گذشته ساده
vermittelte
اسم مفعول
vermittelt
مثالها
Die Firma vermittelt Kontakte zu anderen Unternehmen.
شرکت برقرار میکند ارتباطات با سایر شرکتها.



























