جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
messen
[past form: maß]
01
اندازگیری کردن, سنجیدن
Größe, Menge oder Wert mit einem Messgerät bestimmen
مثالها
Wir haben den Blutdruck des Patienten gemessen.
ما فشار خون بیمار را اندازهگیری کردیم.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
اندازگیری کردن, سنجیدن