مبهم
خلأ
روز ولنتاین
خونآشام
وانیل
شکل
متفاوت بودن
گلدان
پدر
وگان
گیاهخوار
گیاهخواری
گیاهان
بنفشه
دوچرخه
سیاهرگ
پنکه
زهره (سیاره)
برنامهریزی کردن
قرار (ملاقات)
تجویز کردن
خداحافظی کردن
تعمیم
ایوان
متغیر
تغییر دادن
تغییر
مقرر کردن
به تصویر کشیدن
برگزارکننده
اجرا (هنری)
مسئول
مسئولیت
مسئولیت بهعهده گرفتن
وظیفهشناس
فرآوری کردن
فرآوری
ناراحت
لفظی
پانسمان
خود را پنهان کردن
بهبود دادن
بهبود
منع کردن
پانسمان کردن
تعهدآور
ارتباط
باقی ماندن
متعجب کردن
ممنوعیت
ممنوع
مصرف
مصرف کردن
مصرفکننده
حمایت از مصرفکننده
جرم
مجرم
رایج
گسترش
سوزاندن
احتراق
گذراندن (زمان)
متحد
گمان
مشکوک
هضم کردن
هضم
آسیب رساندن
فاسدشدنی
روشن کردن
متراکمسازی
درآمد داشتن
درآمد
سرکوب کردن
سهبرابر کردن
برای چیزی) ارزش زیادی قائل بودن)
باشگاه
هماهنگ کردن
سازگاری
یکی کردن
سادهتر کردن
یکسان کردن
انزوا
متحد
به ارث گذاشتن
خود را) جاودانه ساختن)
فرایند • کار کردن
خراب شدن
تاریخ انقضا
نوشتن
نویسنده
قانون اساسی