مارماهی
مردار
از
گاهی اوقات
در عوض چیزی کار کردن
پردازش
استخراج کردن
پیچیدن
تصویر
تصویر
متوقف کردن
قطع
برداشتن
(با چرخاندن) بستن
عصر
گرگومیش
لباس شب
عصرها
ماجراجویی
ماجراجو
اما • واقعاً (بیان تأکید)
راه افتادن (با ماشین یا قطار)
حرکت
زباله
سطل زباله
سطل زباله
حرکت کردن (هواپیما)
زمان پرواز (هواپیما)
پرسیدن
تحویل
دود
تحویل دادن
دورافتاده
به غیر از
فاصله گرفتن
مرزبندی
بازداشتن
بستگی داشتن
وابسته
وابستگی
برداشتن
درمان
دنبال کسی رفتن
پرسیدن
امتحان نهایی
فارغ التحصیلی از دبیرستان
سرد کردن
بایگانی (اسناد)
جاری کردن
روند
خالی شدن
حرکت کردن (کشتی)
رد کردن
امتناع
منحرف کردن
استخراج
حواس پرت کردن
تفریح
خسارت
جدا کردن
خروج (از حساب کاربری)
کوشیدن
کاهش
کندن
انزجار
اشتراک
اشتراک
مشترک شدن
سوت پایانی
منصرف کردن
تسویه حساب
فراخواندن
گرد کردن (به پایین)
خلع سلاح
(پیام) لغو
لغو کردن
پاراگراف
لغو کردن
لغو
خاموش کردن
فرستادن
اخراج
بدرود
تمام کردن
پایانی
فارغ التحصیلی
مزه کردن
کوتاه کردن
پاراگراف
بازداشتن
رونویسی کردن
قابل پیشبینی
آموختن