جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
échanger
01
تاخت زدن, عوض کردن، مبادله کردن
donner quelque chose et recevoir autre chose en retour
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
بیقاعده
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
échange
اولشخص جمع
échangeons
اولشخص زمان آینده
échangerai
وجه وصفی حال
échangeant
اسم مفعول
échangé
اولشخص جمع زمان ناقص
échangeons
مثالها
J' ai échangé ce pantalon contre une autre taille.
من این شلوار را با سایز دیگری عوض کردم.
02
مبادله شدن, عوض شدن
être donné et reçu entre deux ou plusieurs personnes
مثالها
Des regards inquiets se sont échangés dans la salle.
نگاههای نگران در اتاق مبادله شدند.



























