جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
souterrain
01
زیرزمینی
qui se trouve sous la surface du sol
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
نسبی
درجهناپذیر
مفرد مذکر
souterrain
جمع مذکر
souterrains
مفرد مؤنث
souterraine
جمع مؤنث
souterraines
مثالها
Paris a un réseau souterrain de catacombes.
پاریس یک شبکه زیرزمینی از دخمهها دارد.
02
غیرقانونی, پنهانی، مخفیانه
activité cachée, illégale ou non officielle
مثالها
La presse souterraine diffusait des idées interdites.
مطبوعات زیرزمینی ایدههای ممنوعه را منتشر میکرد.
Le souterrain
01
(راه) زیرگذر, گذرگاه زیرزمینی
passage artificiel creusé sous terre
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
souterrains
مثالها
Un vieux souterrain médiéval a été découvert.



























