جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
soutenu
01
مداوم, مستمر
qui se maintient longtemps, constant ou continu
مثالها
Elle a travaillé à un rythme soutenu toute la journée.
او تمام روز با سرعتی مداوم کار کرد.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
مداوم, مستمر