جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
réparer
01
تعمیر کردن, مرمت کردن، درست کردن
remettre en bon état quelque chose d'endommagé
مثالها
Le technicien répare les ordinateurs en une heure.
تکنسین کامپیوترها را در یک ساعت تعمیر میکند.
02
جبران کردن
compenser une erreur ou un préjudice moral
مثالها
Comment réparer le mal que j' ai pu te faire ?
چگونه میتوانم جبران کنم آسیبی که ممکن است به تو وارد کرده باشم؟



























