جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le réflexe
[gender: masculine]
01
واکنش غیرارادی, عکسالعمل طبیعی
un mouvement ou une réaction automatique du corps sans y penser
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
réflexes
مثالها
Quand on touche quelque chose de chaud, le réflexe est de retirer la main.
وقتی چیزی داغ را لمس میکنیم، رفلکس کشیدن دست است.
réflexe
01
بازتابی, انعکاسی
qui se fait automatiquement sans réflexion consciente
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
درجهناپذیر
مفرد مذکر
réflexe
جمع مذکر
réflexes
مفرد مؤنث
réflexe
جمع مؤنث
réflexes
مثالها
Il a un sourire réflexe quand il est gêné.
وقتی خجالت میکشد، یک لبخند رفلکسی دارد.



























