le présage
pré
pʁe
pre
sage
zɑ:ʒ
zaazh
apanagealliageplumagebarrage

تعریف و معنی "présage"در زبان فرانسوی

Le présage
01

نشانه, شگون، علامت، یمن

un signe qui annonce un événement futur 
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
présages
مثال‌ها
L'apparition de l'oiseau était un présage de malheur. 

ظاهر شدن پرنده یک نشانه بدبختی بود.

LanGeek

اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه