جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le présage
01
نشانه, شگون، علامت، یمن
un signe qui annonce un événement futur
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
présages
مثالها
Ce nuage sombre est un mauvais présage.
این ابر تیره نشانه بدی است.



























