جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
grimper
01
بالا رفتن, صعود کردن
monter en utilisant les mains et les pieds
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل حرکتی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
grimpe
اولشخص جمع
grimpons
اولشخص زمان آینده
grimperai
وجه وصفی حال
grimpant
اسم مفعول
grimpé
اولشخص جمع زمان ناقص
grimpions
مثالها
Elle grimpe la colline chaque matin pour faire de l' exercice.
او هر صبح برای ورزش کردن از تپه بالا میرود.



























