جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
favoriser
01
تسهیل کردن, میسر کردن، امکانپذیر ساختن
rendre une situation plus favorable ou faciliter la réussite de quelqu'un
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
favorise
اولشخص جمع
favorisons
اولشخص زمان آینده
favoriserai
وجه وصفی حال
favorisant
اسم مفعول
favorisé
اولشخص جمع زمان ناقص
favorisions
مثالها
Ce programme favorise l' insertion des jeunes sur le marché du travail.
این برنامه تسهیل میکند ورود جوانان به بازار کار را.
02
حمایت کردن (از), کمک کردن (به)
créer les conditions pour que quelque chose se produise plus facilement
مثالها
La pluie favorise le développement des champignons.
باران موجب رشد قارچها میشود.



























