جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
dévoiler
01
پرده (از چیزی) برداشتن, برملا کردن، آشکار کردن
révéler quelque chose de caché ou secret
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
dévoile
اولشخص جمع
dévoilons
اولشخص زمان آینده
dévoilerai
وجه وصفی حال
dévoilant
اسم مفعول
dévoilé
اولشخص جمع زمان ناقص
dévoilions
مثالها
Ce rapport dévoile des erreurs graves dans le système.
این گزارش خطاهای جدی در سیستم را آشکار میکند.
02
پردهبرداری کردن
enlever un voile ou une couverture physique
مثالها
Elle dévoile son visage après la cérémonie religieuse.
او پس از مراسم مذهبی چهرهاش را آشکار میکند.



























