جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
désolé
01
متأسفم, شوربختم
une façon de montrer qu'on regrette quelque chose ou qu'on s'excuse
مثالها
Je suis désolé pour ce qui s' est passé.
من برای آنچه اتفاق افتاده متأسفم.
désolé
01
تسلیناپذیر, اندوهگین و مایوس، دلشکسته
très triste à cause de quelque chose
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
le plus désolé
شکل تفضیلی
plus désolé
درجهپذیر
مفرد مذکر
désolé
جمع مذکر
désolés
مفرد مؤنث
désolée
جمع مؤنث
désolées
مثالها
Il est désolé d' avoir perdu son meilleur ami.
او از دست دادن بهترین دوستش ناراحت است.
02
متروکه, مخروبه، خالی از سکنه
vide, sans habitants ni activité
مثالها
Ils ont traversé un paysage désolé.
آنها از یک چشمانداز خالی از سکنه عبور کردند.



























