جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
débattre
01
بحث کردن, گفتگو کردن، بگومگو کردن، حرف زدن
échanger des arguments pour ou contre une idée, souvent en groupe
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
débat
اولشخص جمع
débattons
اولشخص زمان آینده
débattrai
وجه وصفی حال
débattant
اسم مفعول
débattu
اولشخص جمع زمان ناقص
débattions
مثالها
Le comité a débattu le projet pendant plusieurs heures.
کمیته به مدت چند ساعت در مورد پروژه بحث کرد.



























