جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La courbe
01
منحنی, انحنا، خم
ligne mathématique continue sans angles
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
courbes
مثالها
La courbe du graphique montre une croissance exponentielle.
منحنی روی نمودار رشد نمایی را نشان میدهد.
courbe
01
منحنی, خمیده، کمانی
qui présente une forme arrondie
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
le plus courbe
شکل تفضیلی
plus courbe
درجهپذیر
مفرد مذکر
courbe
جمع مذکر
courbes
مفرد مؤنث
courbe
جمع مؤنث
courbes
مثالها
Cette route courbe est dangereuse pour les camions.
این جاده منحنی برای کامیونها خطرناک است.



























