جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
capituler
01
تسلیم شدن, پیمان تسلیم را امضا کردن
accepter de se rendre ou d'abandonner face à un adversaire
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
capitule
اولشخص جمع
capitulons
اولشخص زمان آینده
capitulerai
وجه وصفی حال
capitulant
اسم مفعول
capitulé
اولشخص جمع زمان ناقص
capitulions
مثالها
Le roi a capitulé devant la pression de ses ennemis.
پادشاه در برابر فشار دشمنانش تسلیم شد.



























