جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
baliser
01
علامت گذاری کردن, علائم راهنما گذاشتن، مشخص کردن
marquer un chemin ou une zone avec des signaux
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
balise
اولشخص جمع
balisons
اولشخص زمان آینده
baliserai
وجه وصفی حال
balisant
اسم مفعول
balisé
اولشخص جمع زمان ناقص
balisions
مثالها
La ville va baliser les zones dangereuses.
شهر مناطق خطرناک را نشانهگذاری خواهد کرد.



























