جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
zambullir
01
شیرجه زدن, به آب پریدن
lanzarse o sumergirse rápidamente en el agua
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل حرکتی
باقاعده
جدانشدنی
اولشخص مفرد
zambullo
سومشخص مفرد
zambulle
وجه وصفی حال
zambullendo
گذشته ساده
zambulló
اسم مفعول
zambullido
مثالها
Los niños se zambulleron en el río desde la roca más alta.
کودکان از بلندترین صخره به رودخانه zambulleron.



























