یا
اطاعت کردن
اطاعت
پیشنوا
چاقی
چاق
آگهی ترحیم
اعتراض
لنز (دوربین) • بیطرفانه
شیء
مجبور کردن
اجباری
ابوا (نوعی ساز)
نمایش
کار خیریه,کار نیکوکارانه
کار مرجع,اثر مرجع
نمایش
اثر ادبی
شاهکار
کارهای جادهای
کارگر
وقاحت
هدیه
مشاهده
هوشیار • ناظر,کمک
مشاهده کردن
وسواس
وسواس دادن,آزار دادن
ابسیدین
مهجور
مانع شدن
مانع
مامایی
مامایی,زایمانی
بهدست آوردن
شاتر (دوربین عکاسی)
کندذهن
آشکاراً
واضح • آشکارا
مناسبت
باعث شدن
غروب خورشید
اقیانوسیه
اقیانوس
هشتاد
هشت • هشتم
اوقات فراغت
هشتضلعی
هشتم
اکتبر
چشمی
چشمپزشک
شغل
پرمشغله
اشغال کردن
متنفر بودن
نفرت
دندانپزشکی
غرب • غربی
دلخور شدن
دلخور
توهین
توهینآمیز
حراج
رسمی • افسر
اداره
اداره پست
آژانس کاریابی
دفتر اطلاعات گردشگری
اداره پرسنل,بخش پرسنل
دفتر گردشگری
دفتر مدیر,اتاق مدیر
کار
پیشنهاد دادن
چشمپزشک
شنوایی
سازمان بینالمللی مهاجرت
شنیدن
جادکمه
پف زیر چشم
چشم
کبودی چشم
دمپایی,صندل
بامیه
موج
موج گرما,گرمای شدید
موج جرم,افزایش جرم
نقاشی رنگ روغن
بوییدن
بویایی
جرگهسالار
الیگارشی
بازیهای المپیک
زیتون • زیتونی
درخت زیتون
قابلمه
زودپز