جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La obediencia
[gender: feminine]
01
اطاعت, فرمانبرداری، حرفگوشکردن
cumplimiento de órdenes o normas dadas por alguien
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
El perro mostró mucha obediencia durante el entrenamiento.
سگ در طول آموزش اطاعت زیادی نشان داد.



























