[ضمیر مفعولی دوم شخص مفرد مؤنث] • [حرف تعریف معین]
لب
کار
آزمایشگاه
سگ لابرادور
شخم زدن
لاک
بریدگی
لخت (مو)
شیرخوار
لبنی • لبنیات
لبنیات
ضلع
پارس کردن
واقواق (سگ)
آجر
دزد
دزد ماشین,رباینده ماشین
دزد هویت,کلاهبردار هویت
دزد مغازه,دزد فروشگاه
مارمولک
دریاچه
اشک
دریاچه
غیرمذهبی
ناراحتکننده
شکوه کردن
لیس زدن
آباژور
چراغ آویز,لامپ آویزان
آباژور ایستاده
پشم
قایق موتوری,لنج موتوری
شاهمیگو
شاهمیگو
ضعیف شدن
بیرمق
انتشار
پرتاب وزنه (ورزش)
پرتاب کردن
قلم,خودکار
سنگ قبر
مربوط به سنگ قبر • گوهرتراشی
مداد
مدادرنگی
خط چشم
وقفه
چراغ بالا,چراغ جاده
افراشتن
بلند • طول
فیلم بلند
شفیره
[ضمیر مفعولی مستقیم سوم شخص جمع مؤنث]
لازانیا
حیف
آسیب زدن
قوطی
پنهان
اهل آمریکای لاتین
تپیدن
دزدی,سرقت
عود
گدازه
سینک (در دستشویی)
رختشوخانه
کارواش
ماشین لباسشویی
اسطوخودوس (گیاه) • اسطوخودوسی
لباسشویی
ماشین ظرفشویی
شستن
لباس شستن
ماشین لباسشویی
ماشین ظرفشویی
پاپیون
[ضمیر مفعولی دوم شخص مفرد]
وفادار
درس
دوغاب
شیر
شیر شکلات
پودر شیر
مغازه لبنیاتفروشی
بچه خوک
کاهو
کاهوی مارچوبه
کاهو آیسبرگ,کاهوی کوه یخی
تحصیلی
خواننده (کتاب و...)
پخشکننده DVD
خواندن,مطالب خواندنی
خوانش انتقادی
خواندن
قانونی
قوانین
قانونیکردن