جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
lastimar
01
آسیب زدن, صدمه وارد کردن
causar daño físico o emocional a alguien o algo
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
اولشخص مفرد
lastimo
سومشخص مفرد
lastima
وجه وصفی حال
lastimando
گذشته ساده
lastimó
اسم مفعول
lastimado
مثالها
Puedes lastimarte si levantas eso solo.
اگر آن را به تنهایی بلند کنی، ممکن است خودت را مجروح کنی.
درخت واژگانی
lastimar
las
timar



























