جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ladrar
01
پارس کردن
emitir su sonido característico un perro o un cánido similar
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
اولشخص مفرد
ladro
سومشخص مفرد
ladra
وجه وصفی حال
ladrando
گذشته ساده
ladró
اسم مفعول
ladrado
مثالها
Mi vecino se queja cuando mi perro ladra por la noche.
همسایهام وقتی سگم شبها پارس میکند شکایت میکند.



























