سوراخ
سیاهچاله فضایی
آنجا
دخترخوانده
پسرخوانده
غرقشده
الان
همین الان
دار زدن,آویزان کردن
به دار آویختن
ذخیره کردن
ذخیره
صرفهجویی انرژی,حفظ انرژی
پسانداز
دودی (طعم) • دودیکردن
عصبانی
کیسه هوا
هوا
تهویهکننده هوا
انزواگرایی,سیاست انزواگرایی
انزواگرا,طرفدار سیاست انزواگرایی
دورافتاده
انفرادی
عایق
خود را قرنطینه کردن
شطرنج
نامربوط
مشغول,پر جنب و جوش
سیر
تنگ
تنظیم کردن
در فضای باز,در بیرون
در دسترس
به خارج از کشور,به سوی کشور دیگر
در نهایت
کنار
همزمان
بال (پرنده، هواپیما و...)
کایتسواری
فوروارد قدرتمند,فوروارد قوی
تعریف کردن
کابینت
بالدار
بلند کردن
آژیر
نگران,هراسان
نگران کردن
اسب کرنگ
ریحان
کارگر ساختمانی
ساختوساز
زردآلو
جا دادن
مسافرخانه
مهمانخانه جوانان,هتل جوانان
کوفته گوشتی
حوله حمام
پرسروصدا • دردسرساز
شادی,سرور
آلبوم موسیقی
آلبوم عکس
آلبوم بریدهها,آلبوم خاطرات
مالیات فروش
کنگر فرنگی
شهردار
شهردار (مؤنث)
دسترس
فاضلاب
سیستم فاضلاب
رسیدن
گوزن الک
الکل
الکلی • الکلدار
معتادان گمنام
الکلسنج,دستگاه تست تنفس
اعتیاد به نوشیدنیهای الکلی
دهکده
آلیاژ
ادعا کردن
بیانیه
دفاع پایانی,سخنرانی پایانی
تمثیل
خوشحال شدن
خوشحال
شادی
برطرف کردن
زبان آلمانی • آلمانی
تشویقشده، انگیزهیافته
نویدبخش
آلرژن
حساسیت
حساس (به چیزی) • فرد آلرژیک
لبه بام (معماری)
هشدار دادن
باله (ماهی)
سوادآموزی,باسوادی