برآوردگر
ظاهر
ظاهر
آپارتمان
انتخاب کردن
پرشور
هیجانانگیز
بیتفاوتی
دلبستگی
استیناف
استینافدهنده (حقوق)
اعتراض کردن,درخواست تجدید نظر کردن
نام خانوادگی داشتن
نام خانوادگی
متأسف
بهندرت • بهمحض اینکه
آپاندیس
پیشغذا
حرکت پاها به دو طرف,باز کردن پاها
غمگین
بدبو
هوس چیزی را کردن
اشتهاآور
اشتها
اشتهاآور
کرفس
تشویق کردن
اپلیکیشن
به کار بردن
تکهدوزی
اَپوآستر
ترسو
اسم مستعار
اوج
غیر سیاسی
آپوپلکتیک,خشمگین
آپوپتوز
بیان شک یا تناقض منطقی در یک متن,آپوریا
کمک
اعطا کردن
شرط بستن
شرط بندی روی,قمار روی
حواری (مسیحیت)
طرفداری کردن
حمایت
حمایت از قربانیان,کمک به قربانیان
ارزیابی
ارزشمند
قدر دانستن
بازداشت
نگران
یاد گرفتن
کارآموز
یادگیری
دستگیری,گرفتن
تنگ
فشار دادن
تأیید
قبول شدن
تصاحب
مناسب
وفق دادن
فرصتطلب • خوش فکر
بهره بردن
تقریباً
نزدیک شدن
استعداد
مناسب
شرطبندی
شانس,احتمالات
تکیه دادن,محکم کردن
ثبتنام کردن
نشانه,جمله دیالوگ
چاقو زدن,ضربه چاقو
زخم زدن
تمام کردن
مخمصه
[ضمیر اشاره مفرد مذکر خیلی دور] • [حرف اشاره مفرد مذکر خیلی دور]
محفل ساحرهها
[ضمیر اشاره مفرد مؤنث خیلی دور] • [حرف اشاره مفرد مؤنث خیلی دور]
[ضمیر اشاره جمع مؤنث خیلی دور] • [حرف اشاره جمع مؤنث خیلی دور]
[ضمیر اشاره جمع مذکر خیلی دور] • [حرف اشاره جمع مذکر خیلی دور]
اینجا
عنکبوتیان
گاوآهن,خیش
کرنبری
کرنبری
واشر
عنکبوت
خراشیدن
خراش
شخم زدن
مربوط به داوری
داور
درخت
پایه پرنده,تکیهگاه قوسی
بوته
کهن
شانه خاکی (جاده)