جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Innocence
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
He maintained his innocence throughout the investigation and trial.
او در طول تحقیق و محاکمه بیگناهی خود را حفظ کرد.
02
معصومیت, بیگناهی
the quality of being free from worldly experience
مثالها
The child's innocence was evident in her wide-eyed curiosity.
معصومیت کودک در کنجکاوی چشمهای گشادهاش آشکار بود.
03
معصومیت, پاکی
the state of being free from sin or moral wrongdoing
مثالها
The legend depicted her as a symbol of innocence and virtue.
افسانه او را به عنوان نماد معصومیت و فضیلت به تصویر کشید.
درخت واژگانی
innocency
innocent
innocence
innoc



























