جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
inimitable
01
بیمانند, بینظیر، بیرقیب، غیرقابلتقلید
beyond imitation due to being unique and of high quality
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most inimitable
شکل تفضیلی
more inimitable
درجهپذیر
مثالها
Her inimitable style of singing, with its soulful tone and impeccable technique, set her apart from other artists.
سبک بیهمتای خوانندگی او، با تن روحنواز و تکنیک بیعیبش، او را از دیگر هنرمندان متمایز میکرد.
درخت واژگانی
inimitably
inimitable
inimit



























