جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
inimitable
01
بیمانند, بینظیر، بیرقیب، غیرقابلتقلید
beyond imitation due to being unique and of high quality
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most inimitable
شکل تفضیلی
more inimitable
درجهپذیر
مثالها
The author 's inimitable storytelling ability captivated readers and earned critical acclaim.
توانایی بینظیر نویسنده در داستانگویی، خوانندگان را مجذوب خود کرد و تحسین منتقدان را به دست آورد.
درخت واژگانی
inimitably
inimitable
inimit



























