جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
impeccable
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most impeccable
شکل تفضیلی
more impeccable
درجهپذیر
مثالها
The chef 's impeccable culinary skills resulted in a delicious meal.
مهارتهای آشپزی بیعیب سرآشپز به یک وعده غذایی خوشمزه منجر شد.
02
معصوم, بیگناه، پاکدامن
not able to sin
old use
درخت واژگانی
impeccability
impeccably
impeccable
peccable



























