جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
او کاپوت ماشین را باز کرد تا موتور را بعد از شروع به ایجاد صداهای عجیب بررسی کند.
او هود سوییشرت خود را بالا کشید تا از باران غیرمنتظره محافظت کند.
هود, هود آشپزخانه
هود آشپزخانه دود پخت و پز را حذف کرد.
اوباش, مجرم
پلیس یک اوباش درگیر در سرقتهای محلی را دستگیر کرد.
کلاه, کاپوت
کبرا کاپوت خود را هنگامی که تهدید شد، باز کرد.
سقف تاشو, سقف جمع شونده
کاپوت کالسکه در آفتاب پایین آورده شده بود.
کلاه, پوشش سر
شکاری یک کلاهک روی شاهین گذاشت.
سایهبان, نمایاب
او یک هود روی لنز نصب کرد تا تابش خیرهکننده را کاهش دهد.
محله, منطقه
او در یک محله سخت در سمت شرقی بزرگ شد.
کلاه, پوشش محافظ
کلاهک گل، اندامهای تولید مثل را محافظت میکرد.
هود, کلاهک
نامزد دکترا با افتخار هود با نوار طلایی پوشید که نشان دهنده اتمام دکترای روانشناسی او بود.
پوشاندن با هود, هود گذاشتن روی
در طول مهمانی غافلگیرانه، آنها تصمیم گرفتند هدیه تولد را بپوشانند تا آن را مخفی نگه دارند.



























