جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Hermit
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
hermits
مثالها
The old hermit was respected in the village for his wisdom and simple way of life.
راهب پیر به خاطر خرد و شیوه زندگی سادهاش در روستا مورد احترام بود.
مثالها
Seeking spiritual enlightenment, the hermit retreated to a remote cave in the mountains, where he lived in solitude for years.
در جستجوی روشنگری معنوی، عزلتنشین به غاری دورافتاده در کوهها پناه برد، جایی که سالها در تنهایی زندگی کرد.
درخت واژگانی
hermitage
hermitic
hermit



























