جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Hermit
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
hermits
مثالها
The hermit lived in a small cabin deep in the woods, far from civilization.
راهب در کلبهای کوچک در اعماق جنگل زندگی میکرد، دور از تمدن.
مثالها
The hermit lived deep in the forest, away from the distractions of the world, devoting himself to prayer and meditation.
راهب در اعماق جنگل زندگی میکرد، دور از حواسپرتیهای دنیا، خود را وقف نماز و مراقبه کرده بود.
درخت واژگانی
hermitage
hermitic
hermit



























